محمد الريشهري
47
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
سلام بر قارِب ، غلامِ حسين بن على ! سلام بر مُنجِح ، غلامِ حسين بن على ! سلام بر مسلم بن عَوسَجهء اسدى ! آن كه چون حسين عليه السلام به او اجازهء بازگشت داد ، گفت : " آيا ما ، تو را رها كنيم ؟ آن گاه در پيشگاه خدا ، چه عذرى در اداى حقّ تو خواهيم داشت ؟ ! نه . به خدا سوگند ، تا آن كه اين نيزهام را در سينههاى آنان بشكنم و تا قبضهء اين شمشير در دستم است ، آنان را با شمشير مىزنم ، و از تو جدا نمىشوم ، و اگر سلاح نداشتم تا با آنان بجنگم ، به آنان سنگ پرتاب مىكنم و از تو جدا نمىشوم تا با تو بميرم " . تو ، نخستين كسى بودى كه جان خود را تقديم كرد و نخستين شهيدى بودى كه به ديدار خدا رسيد و پيمانهء عمرش به پايان رسيد . سوگند به خداى كعبه ، رستگار شدى ! خداوند ، قرار گرفتن تو پيش روىِ امامت و از خود گذشتگىات را براى او سپاس نهاد ، آن گاه كه حسين عليه السلام به سوى تو - كه بر زمين افتاده بودى - ، آمد و فرمود : « خدايت رحمت كند ، اى مسلم بن عوسجه ! » و تلاوت كرد : « برخى از آنان ، پيمانهء عمرشان را به سر رساندند و برخى ، به انتظار [ شهادت ] نشسته ، [ پيمان خود را ] هرگز تغيير ندادند » . خداوند ، همدستان در قتل تو : عبد اللَّه ضَبابى و عبد اللَّه بن خُشكارهء بَجَلى را لعنت كند ! سلام بر سعد بن عبد اللَّه حَنَفى « 1 » كه حسين عليه السلام به او اجازهء بازگشت داد ؛ امّا او گفت : " نه ! به خدا سوگند ، ما تو را رها نمىكنيم تا خداوند بداند كه ما در غياب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، حرمت او را پاس داشته و تو را حفظ كردهايم . به خدا سوگند ، اگر مىدانستم كه كشته مىشوم و زنده مىشوم و آن گاه ، سوزانده مىشوم و خاكسترم را به باد مىدهند و اين را هفتاد مرتبه با من مىكنند ، باز از تو جدا نمىشدم تا مرگم
--> ( 1 ) . در المزار الكبير آمده : « سعيد بن عبد اللَّه حنفى » .